درد و دل : یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

موضوع: درد و دل

دور و نزدیک

پرسیدم: دکتر چه‌کار می‌شود کرد؟ آخرش چه می‌شود؟ گفت: Watch & Wait. اصطلاحن یعنی باید بنشینیم و نگاه کنیم ببینیم چه پیش می‌آید. شما فعلن همان مورفین‌ها را طبق معمول مصرف کنید. نگران نباشید. بالاخره باید اهم و مهم کنید ببینید کدام وضعیت برای مریض و شما بهتر است؟ فعلن باید بررسی کنیم ببینیم بیماری […]

روزیِ مقدّر

هر دو بند کوله‌ام را روی دوش‌هایم انداخته بودم و کیسه‌های پلاستیکی خریدها در دستم بود. می‌خواستم سوار تاکسی‌های خطی سمت خانه‌ی پدرم شوم. با این‌که خیلی شلوغ بود ولی اولین تاکسی‌ای که بوق زد و مسیرم را پرسید همانی بود که باید سوارش می‌شدم. چون سمت راست صندلی عقب یک خانوم نشسته بود و کلی […]

یلدا و فراق تو

ای بنده‌ی صالح خدا، امروز یک روز دیگر هم به روزهای نبودنتان اضافه شد. یک روز و یک شب طولانی. طولانی‌تر از باقی شب‌های سال. منِ همیشه غافل از شما، ادعایی ندارم که همیشه منتظرم، اما به خدا قسم امشب بیشتر از همیشه به یاد شما بودم. نمی‌دانم منتظران واقعی‌تان امشب را چگونه می‌گذرانند اما […]

رسانه‌ی ما، رسانه‌ی آن‌ها

همین یکی دو ماه پیش بود که شنیدیم و دیدیم که «با افتتاح رسمی کانال‌های تلویزیونی تماشا و سلامت تعداد کانال‌های تلویزیونی صدا و سیمای ایران به عدد ۲۰ رسید». خودم به‌غیر از فوتبال و یکی دو برنامه تلویزیونی مثل ۹۰ و رادیو ۷ علاقه‌ای به دیدن برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی ندارم ولی از همان […]

یا رب مباد که گدا معتبر شود …

گاهی وقت‌ها بهانه‌ای لازم است تا ساعت‌ها و حتی روزها به فکر بروم و در مورد موضوعی فکر کنم و با خودم حرف بزنم. از همه زوایا آن موضوع را ببینم و برای خودم تحلیل کنم و دلیل و برهان بیاورم. این بار خبر کمک میلیونی یک ورزشکار به یک خانواده محتاج، ذهنم را درگیر […]