یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

موضوع: ذهن آشفته

چه می‌دونم، اصلن عنوان ندارد!

مطمئنن همیشه صفات پاک انسانی و برخوردار بودن از این صفات، ارجحیت داشتند به دین و دین‌دار بودن، اصلن برای همین هم هست که هر کدوم از ادیان بزرگ الهی انسان‌ها رو دعوت و تشویق کردن به داشتن این صفات. حالا چرا بعضی از دوستان و اساتید و معلّمین و مبلّغین بزرگوار هرچیزی رو به […]

از ماست که بر ماست

بعد از بازی تیراختور  و استقلال بود، خیابونا شلوغ بود و من تو یه سواری آردی داشتم میرفتم شاه‌گلی. ترافیک اعصاب خوردکنی بود ولی مردم خوش‌حال بودن. کنار پنجره نشسته بودم و بیرون رو نگاه می‌کردم. تو فکر و خیال خودم بودم، از برد چند دیقه پیش تیراختور تا زندگی روزمره و کار و مشکلات […]

مقدسِ اجباری! قسمت اول

-«اول برج ۸ اعزام‌م» -«مگه دیوونم الکی ۲ سال عمرمو هدر بدم؟» -«معافیت کفالت گرفتم الان کارت معافیت تو جیبم‌ه خیال‌م راحت‌ه» -« نبود ۱۷ روز؟» -«۲ سال تمام دوندگی کردم برای گرفتن معافیت پزشکی» -«کارت پایان خدمت‌م تو جیبم‌ه، این سوسول بازی‌ها چیه معافیت فلان و بسیار؟ مرد باید کارت پایان خدمت‌ش توجیب‌ش باشه […]

نگیم جبر؟ بگیم عدالت؟

آدما علاوه بر جبر جغرافیایی که گریبان‌گیرشونه، یه جبری هم تو زندگی دارن بدتر از جبر جغرافیایی، نمیدونم اسم‌ش رو چی می‌ذارن، شاید بشه گفت جبرِ شرایطِ خونوادگی. از شرایط اقتصادی گرفته تا فرهنگ و غیره و ذالک. اینکه خونواده‌ی بچه‌ای گرفتار فقر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی باشن تقصیر اون نیست، ولی مجبوره تا […]

خیلی شرمنده‌م، من گدا نیستم، ولی …

طبق معمول از شرکت داشتم پیاده می اومدم خونه، تو افکار خودم بودم که یهو شنیدم یکی آروم از پشت سر صدام می‌کنه. -آقا؟ برگشتم، یه مرد جوون قد بلندی بود، یه پلاستیک سفید کوچیک هم تو دست‌ش بود که توش کاغذ و اینا بود، خیلی آروم صحبت می‌کرد. همون اول متوجه شدم چی می‌خواد، […]