مادر : یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

موضوع: مادر

عرش تا فرش

مرد وقتی فوت کرد، ارثش بین زن و پسرش تقسیم شد. پسر مادر را پیش خودش برد تا از او نگهداری کند. مادر خوشحال بود که سایه‌ی سری دارد اما پسر تمام حواسش به مال و دارایی مادر بود. وقتی تمام دارایی مادر را خرج کرد، دیگر محلش نگذاشت. عروس، مادر شوهر را به خانه […]

دل‌بزرگی

مادرم خیلی وقتا برام یه دعایی می‌کنه که خیلی دوستش دارم، مخصوصن وقتی خوش‌حالش می‌کنم، میگه: «خدا به اندازه‌ی دلت بهت ببخشه». از وقتی خودمو شناختم این یه جمله تو ذهنم بود و باعث می‌شد مراقب خیلی از حرفا و رفتارهام باشم. از همون موقع یاد گرفتم که مقدار بخششی که خدا نسبت بهمون داره، […]

استخاره…

استخاره کردم امشب … تا بنوشم می دوباره … آیه‌های «کوثر» آمد، در جواب استخاره …    

آنام گؤل (مادرم بخند)

به مناسبت روز مادر این ترانه تورکی از چنگیز حبیبیان رو تقدیم میکنم به مادرم و همه‌ی مادران فرشته‌ی دنیا … مادر خودم خیلی دوست داره این ترانه رو …   AnamGul   متن ترانه به تورکی :   سَن گولَندَه آچیر گوللَر چیچَکلَر سَن گولَندَه غنچه لَه نیر دیلَکلَر آنام گول آی آنام گول […]

وحشت

برای من وحشت فقط یه معنی داره … اونم فکر کردن به روزی‌ه که«مادر» تو خونه‌مون در حد یه اسم و خاطره باشه …