نصیحت : یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

موضوع: نصیحت

فال

نمیخوای ازش فال بخری خب نخر ولی حداقل میتونی یه لبخند تحویلش بدی که… چیزی ازت کم میشه؟

کاشکی تموم نمی‌شد این روز و شبای بهترین …

یه ماه رمضون دیگه اومد و رفت، تو رو خدا این بار سر قولات بمون! سخت نیست که! همه‌ش یه ساله! فکر کن همه‌ی سال ماه رمضونه…  

دل بستن …

گفتی دل بستن مثل انداختن یه سنگ تو دریاست ولی دل کندن مثل پیدا کردن همون سنگه …  

توفیق اجباری

آخرین مسافری که دم افطار منتظرش بودیم اومد و سوار تاکسی شد و راننده جوان از بین ماشین هایی که نمیدونم چطوری اون مدلی دوبله نگه داشته بودن، ماشینش رو عقب جلو کرد و حرکت کرد. صدای ربنای استاد شجریان از رادیو برخلاف آنچه که گفته بودن پخش نمیشه، پخش میشد. چیزی به اذان نمونده […]