یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

موضوع: اعتراف

این بی‌خوابی‌های لعنتی

خدا نکند که شب‌ها بی‌خوابی به سرم بزند. توی رخت‌خوابم، افکار آزاردهنده مثل انبوه مگس‌هایی که در هوای گرم دور لاشه‌ای گندیده جمع می‌شوند، از هر طرف به ذهنم هجوم می‌آورند. هزار بار خودم را لعنت می‌کنم که چرا خواب بعد از ظهر را به بی‌خوابی نصف شب ترجیح دادم. افکار دیشبم مثل یک سال […]

دور و نزدیک

پرسیدم: دکتر چه‌کار می‌شود کرد؟ آخرش چه می‌شود؟ گفت: Watch & Wait. اصطلاحن یعنی باید بنشینیم و نگاه کنیم ببینیم چه پیش می‌آید. شما فعلن همان مورفین‌ها را طبق معمول مصرف کنید. نگران نباشید. بالاخره باید اهم و مهم کنید ببینید کدام وضعیت برای مریض و شما بهتر است؟ فعلن باید بررسی کنیم ببینیم بیماری […]

تجربه‌های زندگی متاهلی : سویا

  اولین بار بود که برای خانه‌مان خرید می‌کردیم. خرید از نوع برنج و مرغ و چای و … بعد از کلی گشت و گذار مغازه‌ای را که میخواستیم از آنجا جنس خوب بخریم پیدا کردیم. در گیر و دار هیجان خرید و مقایسه کیفیت و قیمت محصولات، همسر گفت سویا هم بخریم. از آنجایی […]

یا رب مباد که گدا معتبر شود …

گاهی وقت‌ها بهانه‌ای لازم است تا ساعت‌ها و حتی روزها به فکر بروم و در مورد موضوعی فکر کنم و با خودم حرف بزنم. از همه زوایا آن موضوع را ببینم و برای خودم تحلیل کنم و دلیل و برهان بیاورم. این بار خبر کمک میلیونی یک ورزشکار به یک خانواده محتاج، ذهنم را درگیر […]

من، حماسه‌ی حسینی و روضه

مداح روی منبر کوچک نشسته است و در حال روضه‌خوانی است، به‌غیر از یکی دو چراغ بالای سرش بقیه چراغ‌های حسینه خاموش است، مردم هم در حال گریه و زاری هستند و گه‌گاه نعره‌ای از دور و بر منبر شنیده می‌شود. هر جمله‌ای که مداح بیان می‌کند مرا به فکر وا می‌دارد. توی ذهنم برای […]