یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

موضوع: اعتراف

من و موسیقی

دیروز وقتی داشتم آلبوم «خوشا سرو» حسام الدین سراج رو می‌خریدم، چشمم افتاد به آلبوم «حباب» محسن یگانه که روی پیش‌خوان مغازه بود. یادم افتاد همسر این آلبوم رو گوش کرده بود و خوشش نیومده بود، از اونجایی که سلیقه موسیقیایی‌مون هم شبیه هم هست دیگه من گوش نکردم. تو مغازه داشتم به بهنام می‌گفتم که این آلبوم محسن یگانه خوب نیست و […]

ترس

من از پیری می‌ترسم، ینی بهش که فکر میکنم حالم بد میشه. ترسم از چروک شدن پوست و سفید شدن مو و سایر مسائل طبیعی کهولت سن نیست، ترسم از نیازمندی به دیگرانه. اینکه وقتی سنت رفت بالا نیازمند مراقبت باشی. دست و پا گیر باشی، حتی برای کارای خصوصیت هم نیاز داشته باشی کسی […]

وقتی هست

«وقتی هست، چه نیازی به نوشتن؟» مدتی‌ه بعد از ورود به مدیریت وبلاگ و آماده شدن برای نوشتن پست جدید، این جمله رو با خودم میگم و صفحه رو می‌بندم.

لا تقنطوا

خیلی سخت‌ه که بعضی وقتا فقط از ترس «لا تقنطوا من رحمه الله» صدات در نیاد …

سوء تفاهم

سوء تفاهم‌های زیادی تو زندگی آدم پیش میاد،حتی گاهی به اسم «عشق». جدی نگیریدشون. بر طرف می‌شن.