تراکتورسازی، یک تیم یا یک نماد؟

توسط: وحید

همیشه وقتی با یک دوست فارسی زبان در مورد تورک‌ها صحبت میکنم، لا به لای حرف‌هایم این نکته را یادآور می‌شود که «فقط باید یک تورک باشی تا معنی بعضی رفتارها و بعضی حرف‌ها را درک کنی» و البته می‌دانم که ممکن است حتی متوجه منظورم از این حرف هم نشود. اکنون که در حال نوشتن این مطلب هستم هم به این مساله فکر میکنم که عکس العمل دوستان فارسی زبانم بعد از خواندن این مطلب چیست.

به طور کلی تورک‌ها را از لحاظ تعصب به زبان و فرهنگ و آب و خاکشان می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

دسته‌ی اول کسانی هستند که تورک‌ها را یک ملت مستقل می‌خوانند و همیشه توهم تشکیل یک حکومت تورک به مرکزیت تبریز را در سر می‌پروانند. نژادشان را از فارس‌ها و آریایی‌ها جدا می‌دانند، در صحبت هایشان تا حد امکان از کلمات و عبارت‌های تورکی استفاده می‌کنند، فارسی حرف نمی‌زنند و به شدت به فارس‌ها منصفانه یا غیر منصفانه می‌تازند. درتجمع‌ها حضور فعال دارند و از هر موقعیتی برای ابراز عقاید جدایی طلبانه‌شان استفاده می‌کنند.

دسته‌ی دوم افرادی هستند که بر خلاف دسته‌ی اول موافق جدایی تورک‌ها از خاک ایران و تشکیل حکومت مستقل نیستند و می‌خواهند در کنار بقیه ایرانی‌ها در خاک ایران زندگی کنند اما تورک ها را یک ملت می‌دانند با زبان و فرهنگ غنی، نژادشان را از فارس‌ها و آریایی‌ها جدا می‌دانند و با وجود اینکه زبان فارسی را زبان رسمی کشور می‌دانند تا حد امکان سعی می‌کنند به زبان مادری صحبت کنند و در تلاشند که این زبان را از گزند زبان‌های بیگانه حفظ کنند. به سایر قومیت ها احترام می‌گذراند و ناراحتند از تبعیض ها و محرومیت از مسائل پیش پا افتاده که حق هر فردی است. ناراحتند از تمسخرها و تحقیرها و توهین‌هایی که نه تنها از افراد عادی بلکه از تلویزیون و رادیو و روزنامه‌ها و حتی کتاب‌های درسی می‌شنوند و می‌خوانند. و به طبع عکس العمل مختص خودشان را در این مورد نشان می‌دهند.

دسته‌ی سوم هم افرادی هستند که خود را ایرانی و آریایی می‌دانند و تعصب خاصی روی زبان و فرهنگ تورک ندارند. برایشان مهم نیست که چه بر سر زبان مادریشان بیاید و حتی در محیط های تورک زبان هم فارسی صحبت میکنند.

تقریبن بعد از شروع حکومت پهلوی اول در ایران، به فرهنگ و زبان و لهجه‌ی قومیت‌های مختلف علی الخصوص تورک‌ها، به شدت حمله شد و تا جایی پیش رفت که تحقیر‌ها و توهین‌ها در فرهنگ عامیانه مردم هم جای گرفت. نمونه‌ی عینی آن که همه جا مشهود است صفت‌هایی است که به قومیت‌ها داده‌اند یا جوک‌های تلخی که برای آن ها ساخته می‌شود. مساله‌ی جالب این‌که بعد از انقلاب اسلامی هم ذره‌ای از این توهین‌ها و تحقیرها و محدودیت‌ها کم نشد و به همان سبک و سیاق ادامه پیدا کرد و حتی پایشان به برنامه‌های تلویزیونی و سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی و روزنامه‌ها و مجلات هم کشیده شد. در کنار این‌ها،مسائلی از قبیل عدم اجرای بندهایی از قانون اساسی در مورد حقوق قومیت‌ها در ایران و قانون ممنوعیت استفاده از اسامی بیگانه را (که بسیاری از اسامی تورکی هم شامل آن است) برای افراد، شرکت‌ها یا مغازه‌ها اضافه کنید.

حال تصور کنید ملتی که با این مشکلات سر و کار دارند پای تیم فوتبال محبوب‌شان، تراکتورسازی، به لیگ برتر فوتبال کشور باز شود. چه موقعیتی از این بهتر که بتوانند از این طریق صدای‌شان را به گوش همه برسانند. انگار که دستی که سال‌ها جلوی دهان‌شان را گرفته است کنار رفته باشد. همین دلیل کافی است برای حضور حداقل ۴۰-۵۰ هزار نفر تماشاگر در عادی ترین بازی تیم‌شان، یا حضور تماشاگران در خانه‌ی حریف بیش از تماشاگران تیم حریف به گونه‌ای که انگار تراکتورسازی در زمین خودش بازی می‌کند. کاری که تیم‌های بزرگ پایتخت با ادعای داشتن هواداران میلیونی هیچ وقت نتوانسته و نمی‌توانند انجام دهند. وقتی فرازکمالوند در برنامه ۹۰ ادعا میکند تراکتورسازی حداقل ۲۰ میلیون هوادار دارد و اکثریت تورک‌‎ها اول طرفدار تراکتورسازی هستند و بعد طرفدار سایر تیم‌ها، عادل فردوسی‌پور و خیلی‌های دیگر به این ادعا می‌خندد و باور نمی‌کنند. حق هم دارند چون آن‌ها تورک نیستند و درکی از این شرایط ندارند. آن‌ها مصداق صحبت‌های اولم در این مطلب هستند.

همان سه دسته‌ای که در موردشان توضیح دادم در بین تماشاگران تراکتورسازی هستند، برای دسته‌ی اول، حضور در ورزشگاه بهانه‌ایست برای سردادن شعارهای سیاسی و جدایی طلبانه و شاید اجرای برنامه‌های از پیش تعیین شده‌شان. رهبران این دسته در کشورهای همسایه این طرح‌ها و برنامه‌ها را می‌ریزند تا شاید بتوانند به آنچه که می‌خواهند برسند. تا جایی که حتی بازی‌های تراکتورسازی را از شبکه‌های تلویزیونی‌شان به صورت مستقیم پخش می‌کنند.

 

TractorFans1

 

TractorFans2

 

اما برای دسته دوم حضور در ورزشگاه و ۹۰ دقیقه تشویق پرشور بهانه‌ایست برای اینکه بگویند ما هم هستیم، ما بودیم ولی دیده نمی‌شدیم، حالا ببینید ما را. شور و اشتیاق این افراد را هنگام سردادن شعار «یاشاسین آذربایجان» (زنده باد آذربایجان) می‌توان دید. این شعار یک شعار مقدس است برای هواداران تراکتورسازی به گونه ای که هنگام سر دادن این شعار تمامی صداهای حاشیه ورزشگاه در سکوت محض فرو می‌روند تا فقط فریاد یاشاسین آذربایجان شنیده شود.

 

TractorFans4

 

***

با در کنار هم گذاشتن این مسائل، می‌توان به دلیل اصرار هواداران تراکتورسازی به استفاده از اسم «تیراختور» به جای «تراکتورسازی» پی برد. می‌توان فهمید که دلیل شادی وصف ناپذیر مردم بعد از پیروزی بر تیم‌های پایتخت مخصوصن در زمین خودشان چیست، آنهایی که تورک نیستند و این برد را فقط یک برد ورزشی می‌دانند برایشان عجیب است این‌گونه شادی کردن. ولی تورک‌ها می‌دانند که این شادی تنها به خاطر یک برد فوتبالی نیست بلکه برای تسکین ذره‌ای از درد توهین‌ها و تحقیر‌ها و محدودیت‌ها و تبعیض‌هاست.

تراکتورسازی اگر تنها یک تیم فوتبال بود شاید فقط در بازی‌ با تیم‌های بزرگ نصف ورزشگاه از هواداران پر می‌شد که نصف آن هم تماشاگران تیم حرف بودند، اما تراکتورسازی یک تیم فوتبال نیست، یک نماد است برای مردمی که سال‌ها دیده نشده‌اند. مردمی که سال‌ها مورد تبعیض قرار گرفته‌اند و صدایشان را کسی نشنیده است.