سه ماه دلی

توسط: وحید

سه ماه …

این را بارها زیر لب زمزمه میکنم٬ از خودم میپرسم: میدانی سه ماه یعنی چقدر؟ چند روز؟ چند ساعت؟ چند دقیقه؟

مثل بچه ها با انگشت های دست میشود حساب کرد؟ حساب کردم٬ نشد٬ نمیتوانم٬ اصلن مقیاس ها فرق میکند٬ اصلن سه ماهی که گذشته است سه ماه تقویمی نبود٬ سه ماهِ نوری هم نبود٬ سه ماهِ دلی بود …

سه ماه دلی میدانی چقدر است؟ میدانی چقد طول میکشد؟ من این را خوب میدانم٬ به اندازه سه ماه دلتنگیِ لحظه به لحظه…

سه ماه انتظار و دلتنگی برای زل زدن به چشمهایی که زندگی ات درون آن ها جریان دارد٬ سه ماهی که روز های تقویمش را حفظ شده ای بس که دنبال تعطیلی گشتی تا برای یک روز هم که شده لذت زل زدن در آن چشم ها را بچشی …

راستی! گفتم انگشتان دست!

سه ماه است که مرکز ثقل آرامشم٬ حلقه ی انگشت دست چپم است …