حمایت یا تخریب؟ کدام یک؟

توسط: وحید

قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، اکثریت مردم با مسئله ای به نام «ولایت فقیه» مشکلی نداشته و یا حداقل اعتراضی نسبت به نظام حاکم بر کشور نداشتند و نهایتاً انتقاد و اعتراضی هم اگر بود نوک پیکان آن به سمت دولت و شخص رئیس جمهور بود. اما پس از انتخابات ۸۸ و جریانات و اتفاقات نشأت گرفته از نتیجه‌ی آن، موج این انتقادات شکل دیگری گرفته و علاوه بر دولت و رئیس جمهور این بار شخص رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را مورد آماج انتقادات و اعتراضات از سوی جناح های مخالف نظام قرار داد. به طوری که قبح توهین به شخص اول نظام در بین عموم شکسته و همه روزه شاهد شعارها و توهین های بیش از پیش بر علیه ایشان و نظام بودیم. این حرکات علی الخصوص در محیط مجازی اینترنت و در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی نظیر فیس‌بوک، توویتر، فرندفید و … پررنگ تر از دیوار نوشته و اسکناس نوشته ها به چشم میخورد. متاسفانه اکثر این افراد توهین کننده، ناآگاهانه و کورکورانه و بدون کمترین اطلاعاتی و با دلایلی بسیار پیش پا افتاده از این جریان مخالف حمایت کردند.

از سوی دیگر حامیان نظام جمهوری اسلامی هم بیکار ننشسته و پا به پای جریان مخالف، به دفاع از ارزش های نظام و انقلاب پرداختند و حتی با استفاده از امتیاز حمایت از نظام، دستشان برای برگزاری گردهم‌آیی ها و همایش های نبرد سایبری باز بود. اما این گروه هم از اتهام توهین به گروه مقابل بری نبوده و همانند مخالفین، با توهین به موج مخالف نظام و رهبرانشان در صدد تخریب آنها برآمدند.

اما مساله ای که در این میان مطرح است، حمایت گاهاً افراطی شخصیت های برجسته ی نظام از رهبری است. افرادی همچون برخی از نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبری، برخی از مراجع تقلید، ائمه جمعه و روحانیون و شخصیت های اصول گرا و افراد مستقل یا وابسته به آنها . با تشدید موج مخالفت ها با رهبر نظام موج حمایت های افراطی از ایشان نیز با بیانیه ها، شعار ها و سخنرانی های این شخصیت ها، شدید تر شد. به گونه ای که در اوضاع کنونی جامعه، تاثیر منفی این صحبت ها بر شأن و منزلت و شخصیت رهبری و در کل دید مردم نسبت به مساله ی ولایت فقیه از تاثیر مثبت آن بیشتر بود. این تاثیرات را حتی میتوان در موضع گیری افراد موافق نظام و رهبری در برابر اظهارات این شخصیت ها مشاهده کرد.

روزی با توهین به مخالفین رهبر و با به کار بردن الفاظ رکیک در مورد آنها به خیال خودشان از رهبری و نظام دفاع میکنند، روزی ایشان را سید خراسانی می نامند و سعی میکنند جلوه ای دیگر به شخصیت ایشان بدهند و روزی با بیان خاطره‌ی تولد ایشان از مادرشان سعی دارند چهره ای مقدس تر از ایشان به نمایش بگذارند.

برای کسی مشخص نیست که این افراد با چه هدفی این اظهارات را که گاهاً در حکم چاپلوسی و تملق افراطی هم هست، بیان میکنند. به نظر شخص بنده حتی در ولایی بودن این افراد باید شک کرد. چرا که بر خلاف رای و نظر رهبری کاری میکنند که نه تنها وجهه‌ی خوبی برای ایشان در بین مخالفانشان ندارد بلکه بیشتر باعث تخریب شخصیت ایشان میشود. در این بین سکوت رهبری در مقابل اغلب این اظهارات و اتفاقات قابل تامل است. شاید این سکوت بهترین راه برای مقابله با این رفتار ها باشد.

به هر حال باید منتظر اتفاقات و رویداد های آینده بود. شاید بسیاری از این مسائل در آینده ای نه چندان دور برای عموم مردم آشکار شود.

پ.ن: در این مطلب سعی کردم هیچگونه موضع گیری خاصی نداشته باشم و از دید فردی کاملاً بی طرف به قضیه نگاه کنم. همچنین این نوشته صرفاً اظهار نظر شخصی بوده و بنده وابسته به هیچ حزب و گروه خاصی نیستم.