تجربه‌های زندگی متاهلی : سویا

توسط: وحید

soya

 

اولین بار بود که برای خانه‌مان خرید می‌کردیم. خرید از نوع برنج و مرغ و چای و … بعد از کلی گشت و گذار مغازه‌ای را که میخواستیم از آنجا جنس خوب بخریم پیدا کردیم. در گیر و دار هیجان خرید و مقایسه کیفیت و قیمت محصولات، همسر گفت سویا هم بخریم. از آنجایی که جرات خرید کمتر از یک کیلو را برای میوه و خوار و بار و سبزیجات و … ندارم، با سری بالا و صدای مردانه‌ای به فروشنده گفتم «بی زحمت سویا هم بکشید». پرسید چقدر بکشم؟ گفتم یک کیلو. نه دو کیلو بکشید. همین‌طور که پیمانه را وارد گونی می‌کرد و سویاها را داخل پلاستیک می‌ریخت، همسر گفت: «وحید خیلی زیاد میشه، همون یک کیلو بخر». حرفش راست بود ولی دوست نداشتم واقعیت داشته باشد. از یک طرف غرور مسخره‌ای که همیشه موقع خرید داشتم و جرات بازگرداندن جنس یا تغییر نظرم را نداشتم آزارم می‌داد و از طرف دیگر پیمانه‌های پی در پی که پر می‌شدند و داخل پلاستیک خالی می‌شدند. هر بار که فروشنده پیمانه را داخل پلاستیک خالی می‌کرد با خودم می‌گفتم الان دیگر ۲ کیلو تکمیل می‌شود ولی زهی خیال باطل! دریغ از ۴۰۰-۵۰۰ گرم افزایش وزن. چشم‌هایم به دست‌های فروشنده و پیمانه و عددهای روی ترازو بود. سویای دو کیلویی اندازه یک کیسه برنج ده کیلویی شد. هم از فروشنده خجالت می‌کشیدیم و هم نمی‌توانستیم جلوی خنده‌مان را بگیریم. حتی وقتی ۲ کیلو سویا داخل پلاستیک جا نشد و فروشنده یک کیسه برنج را جایگزین پلاستیک کرد. حال آن بنده خدا را با تمام وجودم درک می‌کردم که موقع راه رفتن زمین خورد و برای کم نیاورن تا خانه سینه خیز رفت. در نهایت کیسه برنج حاوی سویا و مابقی خریدهایمان را دست گرفتیم و راهی خانه شدیم و از آن روز به بعد به تمام زوج‌های جوان توصیه کردیم که موقع خرید سویا، گول حجمش را نخورید و به چگالی آن توجه کنید