آکادمی یا عَکَدمی از زاویه‌ای دیگر

توسط: وحید

حدود دو سه سال است که یک همچین روزهایی تایم‌لاین توویتر و هوم‌پیج فرندفید و بقیه جوامع مجازی پر می‌شود از صحبت‌ها و نظرات در مورد گوگوش و آکادمی گوگوش که از شبکه‌ی من و تو پخش می‌شود. دوستانم درست مانند مواقعی که فوتبال می‌بینیم و گزارش آن را توویت می‌کنیم، اتفاقات آکادمی را گزارش می‌کنند. این مساله برای من و امثال من که در منزل ماهواره نداریم خیلی جالب است، با خواندن حرف‌های آن‌ها شخصیت‌ها را می‌شناسیم و از اتفاقاتی که برایشان می‌افتد، با خبر می‌شویم. برای شخص من، خواندن نظرات دوستان در مورد افراد شرکت کننده و داوران خیلی جالب‌تر از اتفاقات رخ داده در آکادمی است. به دلیل این‌که علاقه‌ای به آهنگ‌های گوگوش ندارم رغبتی برای پیگیری جدی این آکادمی نداشتم اما امسال با حساسیتی که دوستان مجازی‌ام روی این آکادمی داشتند و توویت‌ها و نظرات زیادی که در این باره می‌خواندم، کنجکاو شدم تا بخش‌هایی از این برنامه را دانلود کنم. یکی از عمده دلایل کنجکاوی‌هایم در مورد خانمی به اسم ارمیا بود که شنیده بودم با روسری و با پوشش به مسابقه راه یافته است. Academy امروز که این پست را می‌نویسم، ۸ قسمت از این مجموعه را به همراه حواشی آن تماشا کرده‌ام و نوشته‌هایم به گونه‌ای نیست که خواسته باشم نادیده و ناشنیده به نقد این برنامه و سیاست‌های پشت پرده‌ی آن بپردازم.قضیه از این‌جا شروع می‌شود که شبکه‌ی من و تو اقدام به برگزاری مسابقه‌ای می‌کند که در آن، شرکت کننده‌ها باید طی چند مرحله در مقابل داوران ترانه‌ای را بخوانند تا پتانسیل خوانندگی‌شان را به آن‌ها نشان دهند و پس از انتخابشان، چند هفته‌ای را در آکادمی به یادگیری اصول و فنون موسیقی و خوانندگی بپردازند و در نهایت، اجرای زنده‌ای را در مقابل تماشاگران داشته باشند تا آنها بهترین خواننده را انتخاب کنند و جایزه ۲۵ هزار دلاری به آن فرد تعلق بگیرد. در ظاهر، این برنامه و این مسابقه یک برنامه‌ی هیجان انگیز و جالب و مفرح است که مانند یک سریال جذاب ما را مجبور می‌کند که تا انتها پیگیر آن باشیم تا ببینیم چه کسی از بین این افراد به عنوان برنده‌ی نهایی انتخاب می‌شود. این مساله را می‌توان از عکس‌العمل دوستان هنگام تماشای این برنامه، به راحتی متوجه شد. اما در پشت صحنه و در برنامه‌ریزی برای اجرای یک همچین برنامه‌ای، سیاست‌هایی در حال اجراست که شاید بیننده‌ی عادی متوجه آن‌ها نباشد. با کمی جست و جو در اینترنت اطلاعات کلی در مورد شبکه‌ی من و تو و مالکین آن به راحتی به دست می‌آید. من کاری به این‌که آن افراد که هستند و به چه منظوری این شبکه را راه اندازی کرده‌اند، ندارم. از میان انبوه مطالبی که در سایت‌های خبری داخلی در این مورد نوشته شده بود، این مطلب خبرگزاری فردا کامل‌تر و موجه‌تر بود اما باز هم قضاوت بر عهده‌ی بینندگان این شبکه و خوانندگان این مطلب است.

استفاده از نام گوگوش در این آکادمی و حضور این خواننده به عنوان نقش اول این شو، فقط و فقط جنبه‌ی تبلیغاتی دارد. حتی با در نظر نگرفتن ارتباط گوگوش با شبکه‌ی من و تو هم می‌توان به این موضوع پی برد. چرا که گوگوش بر خلاف دیگر داوران، تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی ندارد و داشته‌هایش فقط در حد تجربه‌ی چندین و چند ساله‌اش در زمینه‌ی خوانندگی است. اگر انتخاب او برای این برنامه بر اساس سواد موسیقیایی‌اش بود، اساتید موسیقی بسیار بهتر و با سوادتری هستند که می‌شد از آن‌ها کمک گرفت. کم سوادی گوگوش را می‌توان از نظراتش در مورد تکنیک‌های خوانندگی و ایرادهایی که به شرکت کنندگان می‌گیرد، متوجه شد. در حالی که دیگر داوران از نظراتشان کاملن مشخص است که موسیقی را می‌فهمند و از اصطلاحاتی برای بیان حالات و ایرادهای شرکت کنندگان استفاده می‌کنند که بیننده‌ای که سواد موسیقیایی چندانی ندارد هم می‌تواند متوجه آن‌ها بشود. جالب‌ترین قسمتی که کم سوادی گوگوش را بیش از هرجای دیگری نشان می‌دهد، چند جمله‌ی ساده و کوتاهی است که به ۱۰ نفر انتخاب شده و ۴ نفر حذف شده در آکادمی می‌گوید. جملاتی که تمام آن‌ها از روی کاغذ خوانده می‌شود.

بنا به گفته‌ی مجری این برنامه، مردمی که در یک صف طولانی در سرمای هوا منتظر بودند تا نوبت‌شان برسد و تست خوانندگی بدهند، از سراسر نقاط جهان خود را به آنجا رسانده بودند. حتی از خود تهران افرادی برای شرکت در این مسابقه راهی لندن شده بودند. همین مساله میزان تاثیرگذاری این برنامه را می‌رساند. در مرحله‌ی انتخاب افراد برای آکادمی، که توسط هومن خلعتبری و بابک سعیدی انجام می‌شد، بر خلاف ادعایشان که می‌گفتند «اینجا افرادی را جذب می‌کنیم که صدا دارند اما فرم ندارد و ما در طول این دوره به صدای آن‌ها فرم خوانندگی می‌دهیم»، ملاک انتخاب فقط صدای شرکت کنندگان نبود، مسائلی چون سن، قیافه، پوشش و همچنین رفتار و اخلاق فرد شرکت کننده نظیر حرف شنوی نیز در این انتخاب دخیل بودند. چرا که برخی‌ها با این‌که صدای خوبی داشتند به بهانه‌های مختلف رد شدند. افراد انتخاب شده برای آکادمی امسال (۲۰۱۳) دارای میانگین سنی ۲۴٫۳۵ بودند که پس از حذف ۴ نفر از آنها این میانگین به ۲۳٫۱ رسید. محدوده‌ی سنی که اکثریت غالب تماشاگران این برنامه را در داخل و خارج ایران تشکیل می‌دهند و طبیعتن تاثیر بسیار زیادی از این برنامه و سیاست‌های پشت پرده‌ی شبکه‌ی من و تو می‌پذیرند.

مساله‌ی جالبی که در این شو تلویزیونی به چشم می‌خورد، بزرگ کردن شخصیت و نام گوگوش در حد یک اسطوره و ارزش است. در چند قسمت حاشیه‌ای شاهد عکس العمل احساسی راه یافتگان به آکادمی در مقابل گوگوش هستیم. در اولین دیدارشان با این شخص گویی به بزرگ‌ترین آرزویشان دست یافته‌اند و اشک شوق می‌ریزند و در مصاحبه‌هایشان به این مساله اشاره می‌کنند. در جایی دیگر در تست صدای انفرادی مقابل گوگوش گریه می‌کنند و از آرزوی خانوادگی‌شان که دیدن گوگوش باشد، می‌گویند و در جایی دیگر گریه می‌کنند به خاطر این‌که هنرمند بزرگی مانند گوگوش برای نسل جدید شناخته شده نیست و این هنرمند در ایران نمی‌تواند برنامه اجرا کند. این قبیل صحنه‌ها بیشتر از هر چیزی بر روی بیننده تاثیر می‌گذارد و او هم با شرکت کنندگان همسو و هم‌نظر می‌شود.

یکی از انتخاب شده‌ها که در بین ۱۰ نفر راه یافته به اجرای زنده هم حضور دارد، خانمی به اسم ارمیا است، با ۳۱ سال سن و متاهل. از مرحله‌ی مقدماتی تا این مرحله، با روسری یا پوشش‌های مختلف سر، از جمله کلاه، موهای خود را پوشانده است. لباس‌هایی هم که می‌پوشد عمدتن پوشیده است و تقریبن می‌شود گفت در مقایسه با سایر شرکت کنندگان زن، محجبه است. البته بماند که در بعضی اوقات فقط یک کلاه بر سر دارد و یا طوری موهای سرش را پوشانده است که گلو و قسمتی از گوش و گوشواره ها مشخص هستند. از همان مرحله‌ی اول بحث‌ها و اظهار نظرهای مختلفی پیرامون حضور این فرد در آکادمی گوگوش مطرح شد. گروهی مخالف حضور زن محجبه در این آکادمی بودند و نظرشان این بود که زن مسلمان مقید به حجاب و مسائل دینی اجازه ندارد در جمعی بخواند که صدایش را نامحرمان بشنوند و در موردش نظر بدهند. گروهی بر این باور بودند که حجاب و دین داری ربطی به خواندن و شادی و این قبیل مسائل ندارد و اگر معتقد به آزادی بیان و آزادی پوشش هستیم باید این نوع پوشش و این عقیده را بپذیریم. گروهی دیگر نیز مخالف حضور یک زن محجبه در این آکادمی بودند اما بر خلاف گروه اول، این‌ها کلن با حجاب مخالف بودند و چون پوشش این زن مخالف اعتقادات خودشان بود به همین دلیل مخالفت می‌کردند و انتقادات گاهن تندی علیه این فرد بیان می‌کردند.Ermia0

مطمئنن نمی‌توان از حضور یک زن محجبه که به نوعی در این برنامه، نماینده‌ی تمام زنان محجبه‌ی علاقه‌مند به خوانندگی است، به سادگی رد شد. ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین تاثیری که در اذهان عموم می‌گذارد این است که شرکت یک زن محجبه در یک همچین برنامه‌ای از لحاظ شرعی ایرادی ندارد. چنانچه خود این شرکت کننده نیز در مصاحبه‌اش با مجری شبکه‌ی من و تو که به احتمال زیاد دیکته شده بود، به این موضوع اشاره کرد و گفت: «به نظر من، دین‌داری منافاتی با خوانندگی و موسیقی و شادی ندارد». فارغ از این مساله که از نظر ایشان شادی یعنی فقط موسیقی و اسلام یا مروجین آن با این مساله مخالفند، صرف حضور ایشان در این برنامه، ینی شکستن قبح حجاب در برخی موقعیت‌ها از جمله آواز خوانی در حضور جمع. همین موضوع باعث می‌شود زنان محجبه و معتقد بسیاری علاقه‌مند به حضور در این آکادمی و در نهایت خوانندگی شوند. لباس‌های خوش‌رنگ و متفاوتی که ارمیا در قسمت‌های مختلف برنامه می‌پوشد، خود عاملی برای جذب مخاطب بیشتر است.Ermia1

اگر منصفانه به قضیه نگاه کنیم و کمی از سطحی نگری فاصله بگیریم، متوجه می‌شویم که سیاست شبکه‌ی من و تو و در نهایت حامیان این شبکه که ریشه‌ی آن‌ها به دولت انگلیس برمی‌گردد، صرفن پرورش استعداد نیست، بلکه در قالب پرورش استعداد خوانندگی سعی دارند برخی ارزش‌های فرهنگی و دینی را در بین نسل جدید از بین ببرند یا به نفع سیاست‌های خود تغییر دهند. موضوع خوانندگی زنان موضوع جدید در این کشور نیست اما همیشه با حجاب و اعتقادات اسلامی منافات داشت و می‌توان گفت این برنامه در راستای سیاست‌های قدیمی مخالفین فرهنگ حجاب ساخته شده است. خوانندگانی که در رژیم قبل فعالیت می‌کردند و خود گوگوش هم یکی از آن‌ها بود، در ذهن مردم، بی حجاب و اغلب با پوششی نا‌متعارف ثبت شده‌اند. اصلاح این تصویر ذهنی مردم معتقد، نیازمند زمان بود و هست و نمی‌توان یک‌باره این تصویر را از ذهن مردم پاک کرد. در سال‌های گذشته با ظهور خواننده‌ی جدیدی به اسم شکیلا با پوششی متعارف اما بی حجاب، اذهان این مردم را نسبت به خوانندگی زنان و پوشش آن‌ها کمی تغییر داد و این آکادمی و حضور یک شرکت کننده با مو و بدن پوشیده به تکمیل این فرآیند کمک می‌کند تا این باور در ذهن مردم شکل بگیرد که یک زن محجبه‌ی معتقد نیز می‌تواند به خوانندگی بپردازد. بر این اساس حضور ارمیا در آخرین مراحل آکادمی و حتی در بین نفرات برتر، دور از ذهن نیست. به طور ساده، هرچه بالاتر بهتر!

بسیار واضح است که همین سیاست در سایر برنامه‌های این شبکه و شبکه‌های مشابه آن، پیش گرفته شده است و اگر کمی نسبت به این مسائل بی‌توجه باشیم، مدت زمان زیادی نمی‌گذرد که غرق این نمایش‌های ظاهری شده و ارزش‌ها و اعتقادات دیگری  در ظاهر سرگرمی مورد هجوم و نابودی قرار می‌گیرد.