تعارف که نداریم، عادت کرده‌ایم

توسط: وحید

تعارف که نداریم، پوستمان کلفت شده است و چشم و گوش‌مان عادت کرده است به دیدن و شنیدن روزانه‌ی حوادث و مصیبت‌هایی که گریبان‌گیر هم‌وطنان و هم‌نوعان‌مان می‌شود. بماند که برخی‌ها گردن‌شان هم هم‌زمان با پوست‌شان کلفت می‌شود.

عادت کرده‌ایم به شنیدن این جمله که «ستاد مدیریت بحران استان بلافاصله به حالت آماده باش درآمد و گروه های امدادی در نخستین دقایق این حادثه ناگوار، در محل حادثه حضور یافتند».

• هر روز خبر تصادفات جاده‌ای و کشته شدن تعدادی را می‌شنویم و با تبلیغاتی که می‌شود مطمئن می‌شویم مقصر همه‌ی این تصادفات رانندگان خواب‌آلود و بی‌توجه هستند. کارخانه‌ی تولید کننده‌ی خودرو کارش عالی‌است و حق دارد روز به روز قیمت محصولات با کیفیت‌ش را افزایش دهد و وزارت راه هم که کارش حرف ندارد، همه کارهایشان را عالی انجام می‌دهند و فقط ملت هستند که همیشه مقصرند. هر سال عید نوروز یا تابستان که می‌شود خدا را شکر می‌کنیم که تعداد کشته شدگان تصادفات جاده‌ای امسال مثلن ۱۰ هزار نفر نبوده و ۹ هزار و ۲۵۰ نفر بوده است.

• یک هواپیمای دیگر هم به جمع هواپیماهای سقوط کرده‌مان اضافه می‌شود و آب هم از آب تکان نمی‌خورد. نه شرکت هواپیمایی فعالیت‌ش محدود می‌شود و نه کسی از مسئولین برکنار می‌شود. وزیر راه خیلی شیک در مقابل دوربین‌های خبری حاضر می‌شود و به جای عذرخواهی خشک و خالی که کمترین اقدامی‌است که در هر ده کوره‌ای برای تسکین درد ملت مصیبت دیده انجام می‌دهند، می‌گوید: سقوط هواپیما در همه‌جای دنیا اتفاق می‌افتد و خدا را شکر که این بار آمار کشته شده ها کم است!

• اتوبوس حامل دانش آموزانی که به عشق اردو و بازدید از مناطق جنگی عازم این مناطق بودند و خانواده‌هایشان منتظر بازگشت آن‌ها بودند، واژگون می‌شود و ۲۶ نفرشان کشته می‌شوند. باز هم آب از آب تکان نمی‌خورد و وزیر آموزش و پرورش تنها پیگیر وضعیت حادثه دیدگان می‌شود، باز هم بدون عذرخواهی از خانواده‌های داغ دیده و مردم.

• بخاری نفتی مدرسه‌ی دخترانه پیران‌شهر آتش می‌گیرد و ۳۳ نفر از آن‌ها در میان شعله‌های آتش می‌سوزند و وزیر باز هم نه تنها کوچک‌ترین عذرخواهی‌ای نمی‌کند، بلکه با قیافه‌ی حق به جانب در مقابل دوربین‌های خبری با خبرنگاران شوخی می‌کند و صغری کبری می‌چیند تا خودش و وزارت‌خانه‌اش را تبرئه کند. جالب‌تر این‌که در مجلس با صدای رسا فریاد می‌زند از همان دقایق اول پیگیر بوده است و هر کاری که بتواند برای این دختران دانش آموز انجام خواهد داد.

عادت کرده‌ایم به شنیدن شعار‌های کلیشه‌ای «خادم ملت» و «خدمت‌گذار ملت» و« شیفته‌ی خدمت» از مسئولینی که عاشق صندلی‌شان هستند و حوادثی این‌چنین تلخ هم از جای‌شان تکان‌شان نمی‌دهد. برکناری و استعفا و عذرخواهی هرچند دردی از ملت دوا نمی‌کند اما با استعفا یا برکناری مسئولین، حداقل ملت مطمئن می‌شوند که مسئول مربوطه خودش را در این حادثه مقصر می‌داند و به خاطر سهل انگاری در انجام وظایفش حق خود می‌داند که کنار برود. چون عهده دار این مسئولیت سنگین نبود.

اما عادت کرده‌ایم به نمک پاشیدن رو زخم‌مان به جای تسکین آن از این انسان‌های به ظاهر مسئول.

تعارف که نداریم، عادت کرده‌ایم به وقاحت …