یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

Tag: عشق

امید نا امید

خواهر گفت: من دلم روشن است که یک اتفاق خوب خواهد افتاد. گفتم: آره. حتمن اتفاق خواهد افتاد. هر دو به هم لبخند زدیم. گاهی وقت‌ها آدم به صورت پیوسته به خودش دروغ می‌گوید تا شاید فقط برای لحظه‌ای دلش خوش باشد و فکر کند اوضاع آن‌طور که نشان می‌دهد نیست. واقعیت را دور می‌زند […]

سجده کنید بر عشقی که سرآغاز و سرانجامش اوست

و لحظه‌ای که فرمود «نَفَختُ فیهِ مِن روحی»، درست در آن لحظه، عشق پدید آمد… پس ای فرشتگان «فَقَعُوا لَهُ ساجِدین»… سجده کنید بر عشقی که سرآغاز و سرانجام‌ش اوست …

عاشقانه‌ترین

فرمود: «مَن طَلَبنی وَجَدنی و مَن وَجَدنی عَرَفَنی و مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی و مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلَیَّ دیَتُهُ وَ مَن عَلَیَّ دیَتُهُ فَاَنا دیَتُه» «هرکه مرا بخواهد، می‌جویدم و هرکه مرا یافت، می‌شناسدم وهرکه مرا شناخت، دوست‌م می‌دارد و هر که دوست‌م داشت، عاشق‌م […]

آزادی، لحظه‌ی ناب سر سپردن است

آه ای قلب محزون من … دیدی چگونه سودا رنگ شعر گرفت؟ دیدی که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش نگاهی می‌شود طی کرد و نادیده گرفت؟ دیدی که رنج‌های کهنه را با ترنم‌ی می‌شود یک‌باره فراموش کرد؟ دیدی که آزادی، لحظه‌ی نابِ سر سپردن است؟ دیدی که عشق یک اتفاق نیست؟ یک قرار قبلی […]

سوء تفاهم

سوء تفاهم‌های زیادی تو زندگی آدم پیش میاد،حتی گاهی به اسم «عشق». جدی نگیریدشون. بر طرف می‌شن.