یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

یادداشت‌های پاک‌نویس شده‌ی من

Tag: محرم

من، حماسه‌ی حسینی و روضه

مداح روی منبر کوچک نشسته است و در حال روضه‌خوانی است، به‌غیر از یکی دو چراغ بالای سرش بقیه چراغ‌های حسینه خاموش است، مردم هم در حال گریه و زاری هستند و گه‌گاه نعره‌ای از دور و بر منبر شنیده می‌شود. هر جمله‌ای که مداح بیان می‌کند مرا به فکر وا می‌دارد. توی ذهنم برای […]

بنفسی أنت

«کیفَ لا اَبکی، الان جِئتنی و اَخَذتَ رأسی عَن التّراب، فَبَعدَ ساعهٍ مَن یَرفَعُ رأسُک مَن التّراب»   وقتی مولایش بالای سرش رسید و نشست و سرش را بغل گرفت، گریه کرد، مولایش پرسید تو چرا گریه می‌کنی؟ من باید گریه کنم. عرض کرد: «چگونه گریه نکنم، الان تو آمدی و سرم را از روی […]

محرم و استاد شهریار

اشعار معروف مرثیه‌ای استاد شهریار به زبان تورکی:   حسینه یئرلر آغلار گویله‌ر آغلار   حسینه یئرلر آغلار گویله‌ر آغلار   محرم دیر خانیم زینب عزاسی   محرم دیر خانیم زینب عزاسی    

نوحه‌های ماندگار تورکی

هیچی به اندازه‌ی نوحه های تورکی حاج سلیم دلمو نمیلرزونه. گوش کنید و منم دعا کنید…   ۱٫ زینب زینب (حاج سلیم)   ZeynabZeynab   ۲٫ ای منی آواره قویان ابالفضل (حاج سلیم – حاج تمدن)      

جان مادرت نیا کوفه …

آقاجان، کوفیان امروز اولین سر را از سر یاران شما بریدند … وای از آن روز که ۷۲ سر بریده شود … جان مادرت نیا کوفه …